دراین قسمت نظر بدهند (با تشکر جنتلمن)
دراين غم سرا ،غمساري نبود
بس ناله كردم ،ياري نبود
اگر لحظه اي خنده بر لب نشست
در ان خنده ها اعتباري نبود
همه عمر ما در زمستان گذشت
به يك روز ان هم بهاري نبود
به هر جمع رفتم پريشان شدم
كه جز مردم سوگواري نبود
بسازنده ديدم در اين خاكدان
كه كاشانه اش جز مرغزاري نبود
تو گفتي دگر مي شود روزگار
دگر شد ولي روزگاري نبود
مرامرگ بهترازاين زندگي است
كه دران جبرواختياري نبود
دلت را نكن رنجه از بردو باخت
كه اين زندگي جز قماري نبود