من ان سر خورده طوفانم به بیراهه
مثال بخت کوتاهم دودستم از تو کوتاهه 
مثال شبهای بی مهتاب 
دل تاریک من تنهاست
شکسته کاسه صبرم ،دلم در وحشت فرداست
همیشه ضربه کاری زخویش واشنا خوردم 
چشیدم زهر تنهایی همیشه پشت پا خوردم 
اگر دیدی که اشک من به روی گونه افتاده 
نه مجنونم نه دلداده که بغضم ،بغض فریاده
دودست خالی وسردم تهی از نور امیده
منم دریای بی ساحل طلوعم مرگ خورشیده